سیلقون تصویر معنی سیلقون لغت نامه دهخدا سیلقون. [ ] ( ع اِ ) سلیقون. سرنج. شنگرف. شجرف. زنجفر. سلقون. ( از دزی ج 1 ص 714 ). کلمات مرتبط یبرون اسریقون سریقه سنگرف سرموجه ترمنتین گزارش محتوای نامناسب