لغت نامه دهخدا
سودکرد. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) نفع. منفعت. فایده: چو سال برآمدی شمار اصل خواسته خویش برگرفتی و سود کرد همه بدرویشان دادی. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).
سودکرد. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) نفع. منفعت. فایده: چو سال برآمدی شمار اصل خواسته خویش برگرفتی و سود کرد همه بدرویشان دادی. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).