سنخوارگی
مترادفها
همسانی، شباهت، یکسان بودن
متضادها
ناهمگونی، تفاوت، ناهمسانی
لغت نامه دهخدا
سنخوارگی. [ س ِ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) آفت افتادن سن بحاصل سبز. ( یادداشت مؤلف ).
همسانی، شباهت، یکسان بودن
ناهمگونی، تفاوت، ناهمسانی
سنخوارگی. [ س ِ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) آفت افتادن سن بحاصل سبز. ( یادداشت مؤلف ).