سلنج

واژه «سلنج» در منابع لغوی فارسی به دو معنای متفاوت به کار رفته است که یکی معنای زبانی و دیگری معنای توصیفی و جسمانی دارد. در یک معنا، این واژه صورت مخفف «سه لنج» دانسته شده و به ترکیبی اشاره دارد که در آن واژه «لنج» به معنای لب در نظر گرفته شده است و در نتیجه مفهوم کلی آن به نوعی ترکیب یا حالت مرتبط با لب‌ها برمی‌گردد. در معنای دیگر و رایج‌تر، «سلنج» به عنوان صفتی برای فردی به کار می‌رود که یکی از لب‌های بالا یا پایین او دچار شکاف یا چاک‌خوردگی باشد و در زبان امروزی با اصطلاح «لب شکری» شناخته می‌شود. این کاربرد بیشتر جنبه توصیفی و جسمانی دارد و برای بیان یک ویژگی ظاهری در انسان استفاده می‌شود. در مجموع، واژه «سلنج» بیشتر به معنای فرد دارای شکاف در لب است و در متون قدیم فارسی به عنوان یک صفت برای توصیف این وضعیت جسمانی به کار رفته و معنای اصلی و رایج آن همان «لب شکری» می‌باشد.

لغت نامه دهخدا

سلنج. [ س ِ ل ُ ] ( اِ مرکب ) مخفف سه لنج است یعنی سه لب چه لنج به معنی لب هم آمده است. ( برهان ). || ( ص مرکب ) کسی را نیز گویند که لب بالایین یا لب زیرین او چاک باشد. ( برهان ) ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(س لُ ) (ص مر. ) لب شکری، کسی که یکی از دو لب او چاک داشته باشد.

فرهنگ عمید

= لب شکری

فرهنگ فارسی

کسی یکی ازدولبش چاک خورده باشد، لب شکری
( صفت ) کسی که لب بالایین یا لب زیرین او چاک داشته باشد لب شکری.

دانشنامه عمومی

سلنج [ نیازمند منبع]، ( نام علمی: Cornulaca aucheri ) گیاهی است سراسر خاردار شورپسند از تیره تاج خروسیان.
این گیاه با شاخه های پرخار به صورت تیغهای مثلثی مورد تعلیف شتر قرار می گیرد و در ماسه ریگزارهای بیابانها رشد می کند و مقداری تلخی با طعم شوری دارد.
رویشگاه آن عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین، عمان، عراق، ایران، پاکستان و افغانستان است.

ویکی واژه

لب شکری، کسی که یکی از دو لب او چاک داشته باشد.