سفتگی
مترادفها
سختی، استواری، پایداری، صلابت، کلوخی، فشردگی
متضادها
نرمی، شلی
لغت نامه دهخدا
سفتگی. [ س ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص )محکمی. قرصی. ریزبافتی. صفاقت، سفتگی و پختگی جامه.یقال ثوب صفیق و هی خلاف السخافة. ( یادداشت مؤلف ).
سختی، استواری، پایداری، صلابت، کلوخی، فشردگی
نرمی، شلی
سفتگی. [ س ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص )محکمی. قرصی. ریزبافتی. صفاقت، سفتگی و پختگی جامه.یقال ثوب صفیق و هی خلاف السخافة. ( یادداشت مؤلف ).