سرمازدن

لغت نامه دهخدا

سرما زدن. [ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به عضوی یا میوه ای آفت رسیدن بسبب سرمای سخت. رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

بعضوی یامیو. آفت رسیدن بسبب سرمای سخت.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز