سردماغ بودن

مترادف‌ها

بی‌مغز بودن، حواس‌پرت بودن، کندذهن بودن

متضادها

حساس بودن، بااحساس بودن

لغت نامه دهخدا

سردماغ بودن. [ س َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) خوشحال بودن.

فرهنگ فارسی

خوشحال بودن

جمله سازی با سردماغ بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علی با وجود اینکه همه دوستانش با نگرانی شدیدی منتظر اخبار سلامتی پدرش بودند، همچنان با سردماغ بودن و بی‌تفاوتی به بازی‌های ویدئویی خود ادامه می‌داد.

💡 برخلاف انتظار همه، او در مواجهه با بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی، با سردماغ بودن و بی‌خیالی مطلق، هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌داد.

💡 برخی از تحلیلگران معتقدند که سردماغ بودن سیاستمداران در برابر مشکلات معیشتی مردم، می‌تواند منجر به نارضایتی‌های گسترده و ناآرامی‌های اجتماعی در آینده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران