زرین ستون

لغت نامه دهخدا

زرین ستون. [ زَرْ ری س ُ ] ( اِ مرکب ) ستونی ساخته از زر. ستون طلائی:
نگهبان آن تخت زرین ستون
ز کان سخن ریخت گوهر برون.نظامی.|| عبارت از غلامان زرین کمر... ( آنندراج ). رجوع به زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

ستونی ساخته از زرستون طئی

جمله سازی با زرین ستون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبحدم چون نوبت سلطان اختر می زدند خیمه زرین ستون بر طاق اخضر می زدند

💡 نگهبان آن تخت زرین ستون ز کان سخن ریخت گوهر برون

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز