سجیدن تصویر معنی سجیدن لغت نامه دهخدا سجیدن. [ س َ دَ ] ( مص ) سرمای سخت شدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ).متعدی آن «سجانیدن ». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). فرهنگ معین (سَ دَ ) (مص ل. ) سرمای سخت شدن. ویکی واژه سرمای سخت شدن. کلمات مرتبط سجانیده نشاندن سیستن سپرگی نشانستن