لغت نامه دهخدا
سپرگی. [ س ِ پ َ / س ِ رَ ] ( حامص ) مصحف سپزگی. پهلوی «سپزگیه ». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). درد و رنج و محنت و سختی.( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ). این کلمه سپزگی هم آمده است و همه تصحیف خوانده اند. ( رشیدی ):
کی سپرگی کشیدمی ز رقیب
گر بدی یار مهربان با من.حنظله بادغیسی ( از آنندراج ).رجوع به سپزگی شود.