ساقاط
مترادفها
سقوط، افتادن، لغو، ابطال، حذف
لغت نامه دهخدا
ساقاط. ( اِ ) کارد تیز: رنود کارد و ساقاط کشیدند و خون خلقی از منتمیان درگاه بهرکوی و ساباط بر زمین ریختند. ( نفثة المصدور زیدری ص 44 ).
سقوط، افتادن، لغو، ابطال، حذف
ساقاط. ( اِ ) کارد تیز: رنود کارد و ساقاط کشیدند و خون خلقی از منتمیان درگاه بهرکوی و ساباط بر زمین ریختند. ( نفثة المصدور زیدری ص 44 ).