زورانه

مترادف‌ها

اجباری، به زور

متضادها

داوطلبانه، با رضایت

لغت نامه دهخدا

زورانه. [ زَ / زُو ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بندی باشد آهنین که بر پای بندیان گذارند.( برهان ). بندی باشد از آهن که بر پای مجرمان نهند وآنرا به فتح آورده اند. ( انجمن آرا ). بندی باشد که در پای مجرمان نهند و آن از آهن می باشد. ( آنندراج ). بخا و بندی آهنین که بر پای بندیان نهند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زولانه شود.

جمله سازی با زورانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او سعی کرد به صورت زورانه وارد ساختمان شود، اما سیستم‌های امنیتی پیشرفته و نگهبانان شب بلافاصله متوجه حضور غیرمجاز او شدند و با پلیس تماس گرفتند.

💡 هیچ‌کس نباید اجازه دهد که حقوق او به طور زورانه از او سلب شود و باید برای دفاع از آزادی‌های فردی خود به مراجع قانونی مراجعه کند.

💡 آن گروه تندرو تلاش کرد تا با استفاده از قدرت زورانه، نظرات مخالفان خود را سرکوب کند، اما مقاومت مردم مانع از اجرای آن طرح‌های ظالمانه شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران