زودجنب
مترادفها
چابک، سریع، چالاک
متضادها
کندجنب، کُند
لغت نامه دهخدا
زودجنب. [ جُمْب ْ ] ( نف مرکب ) زودجنبنده. تندحرکت. سریعالحرکه. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
آن که زود از جای خود بجنبد و حرکت کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تند حرکت سریع الحرکه.
چابک، سریع، چالاک
کندجنب، کُند
زودجنب. [ جُمْب ْ ] ( نف مرکب ) زودجنبنده. تندحرکت. سریعالحرکه. ( فرهنگ فارسی معین ).
آن که زود از جای خود بجنبد و حرکت کند.
( صفت ) تند حرکت سریع الحرکه.