کلمهی «زغیده» در فارسی به معنای چیزی است که فشار داده شده و عصاره یا آب آن استخراج شده است. در متون قدیمی فارسی، این واژه برای اشاره به آب میوه یا عصاره گیاهان و میوهها به کار میرفته است. معادل عربی آن عصاره است و در فارسی نیز واژههای افشرده یا فشارده به عنوان مترادف قابل استفاده هستند. برای مثال، زغیده میوه به آبی گفته میشود که از فشردن میوهها به دست میآید، مانند آب پرتقال یا انگور تازه. ریشهی این واژه بر مفهوم فشار دادن و بیرون کشیدن مایع از چیزی تأکید دارد و در ادبیات قدیم فارسی نیز برای توصیف عصارههای خوراکی یا دارویی استفاده میشده است.
زغیده
لغت نامه دهخدا
زغیده. [ زَ دَ / دِ ] ( ص ) بمعنی افشرده و فشارده باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بمعنی افشرده و فشارده باشد