زامخ

لغت نامه دهخدا

زامخ. [م ِ ] ( ع ص ) شامخ. بلند. ( اقرب الموارد ). || مجازاً متکبر و گردنکش. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً، کوه بلند. ( ناظم الاطباء ). || پیمانه پر و کامل. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز