روشیدن
مترادفها
طلوع کردن، بالا آمدن
متضادها
غروب کردن، فرو رفتن
لغت نامه دهخدا
روشیدن. [ دَ ] ( مص ) روشن کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روش و مروش در برهان قاطع شود.
طلوع کردن، بالا آمدن
غروب کردن، فرو رفتن
روشیدن. [ دَ ] ( مص ) روشن کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روش و مروش در برهان قاطع شود.