خواراندن

مترادف‌ها

تحقیر کردن، خوار کردن، ذلیل کردن

متضادها

عزت دادن، تکریم کردن، بزرگ کردن

لغت نامه دهخدا

خواراندن. [ خوا / خا دَ ] ( مص ) وادار بخوردن کردن. بخوردن ایستانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).