روح اسوده
مترادفها
روان آرام، جان آسوده
متضادها
روح مضطرب، روح پریشان، روح ناآرام
لغت نامه دهخدا
( روح آسوده ) روح آسوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فارغ. ( ناظم الاطباء ). آسوده خاطر. || کنایه از مرده و میت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( روح آسوده ) فارغ