اسوده کاری

لغت نامه دهخدا

( آسوده کاری ) آسوده کاری.[ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عطلت. بیکاری:
دلم بگرفت از این آسوده کاری
که آسایش بود بنیاد خواری.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

( آسوده کاری ) بیکاری عطلت.
بیکاری

جمله سازی با اسوده کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جز آسوده کاری نیست کاری بحمدالله نکوشد روزگاری

💡 دلم بگرفت ازین آسوده کاری چه آسایش بود بنیاد خواری

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز