اسوده دل

مترادف‌ها

آسوده‌خاطر، آرام، مطمئن

متضادها

ناآرام، مضطرب، بی‌قرار، پریشان

لغت نامه دهخدا

( آسوده دل ) آسوده دل. [ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) فارغ البال. بی دلواپسی. بی رنج. بی عذاب. غیرمضطرب:
کسی خسبد آسوده در زیر گل
که خسبند از او مردم آسوده دل.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ معین

( آسوده دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) آسوده خاطر، فارغ البال، بی دلواپسی.

فرهنگ عمید

( آسوده دل ) آسوده خاطر، کسی که دلواپس و مضطرب نباشد: کسی خسبد آسوده در زیر گل / که خسبند از او مردم آسوده دل (سعدی۱: ۷۹ ).

فرهنگ فارسی

( آسوده دل ) ( صفت ) آسوده خاطر فارغ البال بی دلواپسی مقابل مضطرب.
فارغ البال

جمله سازی با اسوده دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو ببزم طرب اسوده دل و همت تو دشمنان را همه خون ریخته بی جنگ و جدال

💡 او پس از سال‌ها تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به آرامش درونی، اکنون می‌تواند با یک روح اسوده دل و ذهنی پاک به زندگی روزمره خود ادامه دهد.

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان همیشه به دنبال رسیدن به مرحله‌ای از زندگی بودند که در آن بتوانند با قلبی اسوده دل و بدون هیچ نگرانی زندگی کنند.

💡 موفقیت مالی به تنهایی تضمین‌کننده رسیدن به آرامش نیست، بلکه داشتن رضایت درونی باعث می‌شود انسان بتواند با اسوده دل و بدون استرس به کار خود بپردازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران