اسوده خاطری
مترادفها
آسوده، آرام، بیخیال
متضادها
آشفته خاطر، ناآرام، مضطرب، پریشان خاطر
لغت نامه دهخدا
( آسوده خاطری ) آسوده خاطری. [ دَ / دِ طِ ] ( حامص مرکب ) صفت و چگونگی آسوده خاطر. فراغ ِ بال.
فرهنگ فارسی
( آسوده خاطری ) کیفیت و حالت آسوده خاطر آسوده دلی.
جمله سازی با اسوده خاطری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسوده خاطری تو و، غافل که داردم شب ز اشک و روز ز آه خطر ماه و آفتاب
💡 گوهر ز بحر و لعل ز کان شکوه می کنند آسوده خاطری به کسی در وطن نماند
💡 رفت از دماغ گوشه نشینان حضور قلب آسوده خاطری به بهشت قفس نماند