رواحال تصویر معنی رواحال لغت نامه دهخدا رواحال. [ رَ ] ( ق مرکب ) درحال. فی الفور. فی الحال. فوراً. ( از اشتینگاس ) ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) مرکب تیزرو. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی در حال فی الفور فی الحال کلمات مرتبط علی الحال بی تابانه رفاگر خوش سخره خوفناکی خنده رو