لغت نامه دهخدا
علی الحال. [ع َ لَل ْ ] ( ع ق مرکب ) بی درنگ. درحال. دروقت. فوری. فوراً. کنایه از زود و شتاب. ( آنندراج ):
بباید علی الحال کابینش کرد
بیرزد به کابین چنین دختری.منوچهری.
علی الحال. [ع َ لَل ْ ] ( ع ق مرکب ) بی درنگ. درحال. دروقت. فوری. فوراً. کنایه از زود و شتاب. ( آنندراج ):
بباید علی الحال کابینش کرد
بیرزد به کابین چنین دختری.منوچهری.
۱- در حال بی درنگ فورا. ۲- علی ای حال: ابو موسی الاشعری گفت علی الحال باز باید گشادن ( خانه را ) تا بنگرم بازگشادند بضرورت.. یا علی الحالات کلها. درهمه حالات.
بی درنگ در حال در وقت فوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قیل هدی للمذنبین و بشری للمؤمنین و خصّهم بالذّکر لانتفاعهم به، و محل هُدیً وَ بُشْری رفع علی انّه خبر لابتداء: ای هو هدی، و یجوز النّصب علی الحال، کقوله: وَ هذا بَعْلِی شَیْخاً.
💡 اگر صد مهره گرداند برین فال همه بر روی من آید علی الحال