علی الحال
مترادفها
به هر حال، به هر روی
لغت نامه دهخدا
علی الحال. [ع َ لَل ْ ] ( ع ق مرکب ) بی درنگ. درحال. دروقت. فوری. فوراً. کنایه از زود و شتاب. ( آنندراج ):
بباید علی الحال کابینش کرد
بیرزد به کابین چنین دختری.منوچهری.
فرهنگ فارسی
۱- در حال بی درنگ فورا. ۲- علی ای حال: ابو موسی الاشعری گفت علی الحال باز باید گشادن ( خانه را ) تا بنگرم بازگشادند بضرورت.. یا علی الحالات کلها. درهمه حالات.
بی درنگ در حال در وقت فوری
جمله سازی با علی الحال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و قیل هدی للمذنبین و بشری للمؤمنین و خصّهم بالذّکر لانتفاعهم به، و محل هُدیً وَ بُشْری رفع علی انّه خبر لابتداء: ای هو هدی، و یجوز النّصب علی الحال، کقوله: وَ هذا بَعْلِی شَیْخاً.
💡 اگر صد مهره گرداند برین فال همه بر روی من آید علی الحال
💡 با توجه به وضعیت اضطراری پیش آمده در پروژههای ساختمانی، تیم مهندسی باید علی الحال اقدامات لازم را برای حفظ ایمنی کارکنان انجام دهد.
💡 تصمیمات اتخاذ شده در این مرحله فقط جنبه موقتی دارند و شرایط فعلی علی الحال اجازه اجرای برنامههای بلندمدت و استراتژیک را نمیدهد.
💡 شما باید علی الحال تمامی مدارک لازم را برای تکمیل پرونده خود به دفتر مرکزی ارسال کنید تا روند اداری دچار تأخیر نشود.