رصوخ
مترادفها
استواری، پایداری
متضادها
ناپایداری، سستی
لغت نامه دهخدا
رصوخ. [ رُ ] ( ع مص ) لغتی است در رسوخ. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رسوخ شود.
فرهنگ فارسی
لغتی است در رسوخ
استواری، پایداری
ناپایداری، سستی
رصوخ. [ رُ ] ( ع مص ) لغتی است در رسوخ. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رسوخ شود.
لغتی است در رسوخ