رصخ

متضادها

سستی، ناپایداری

لغت نامه دهخدا

رصخ. [ رَ ] ( ع مص ) ثابت و برجای بودن در کاری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رسوخ. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به رسوخ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران