رزیده
مترادفها
بااحتیاط، محتاط، سنجیده
لغت نامه دهخدا
رزیده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) رنگ شده و لکه شده. ( ناظم الاطباء ). رنگ کرده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
فرهنگ عمید
رنگ شده.
بااحتیاط، محتاط، سنجیده
رزیده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) رنگ شده و لکه شده. ( ناظم الاطباء ). رنگ کرده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
رنگ شده.