ذوی القرابات

لغت نامه دهخدا

ذوی القرابات. [ ذَ وِل ْ ق َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) ج ِ ذوالقرابة. نزدیکان. کسان. خویشان. خویشاوندان.

فرهنگ فارسی

نزدیکان. کسان.

جمله سازی با ذوی القرابات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از متون قدیمی حقوقی، اصطلاحات خاصی را برای توصیف بستگان و ذوی القرابات به کار می‌برند تا مرز میان اقوام نزدیک و دور مشخص شود.

💡 رسیدگی به امور معیشتی و اجتماعی ذوی القرابات از وظایف اصلی هر فرد در یک ساختار اجتماعی سنتی و مبتنی بر اصل صله رحم است.

💡 در داستان‌های حماسی، قهرمانان معمولاً برای دفاع از حقوق ذوی القرابات خود تا پای جان ایستاده و در برابر دشمنان تمام تلاش خود را می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران