ذوی الفرائض

مترادف‌ها

وارثان، صاحبان ارث

لغت نامه دهخدا

ذوی الفرائض. [ ذَ وِل ْ ف َ ءِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) میراث برندگان بفریضة. ج ِ ذوالفریضة.

فرهنگ فارسی

میراث برندگان.

جمله سازی با ذوی الفرائض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ان الامر بالمعروف والنهى عن المنكر فريضتان تقام بهما الفرائض.(25)

💡 در تقسیم ارث بر اساس قوانین شرعی، ابتدا باید حقوق بدهی‌ها را ادا کرد و سپس اموال باقی‌مانده را میان ذوی الفرائض تقسیم نمود.

💡 وکیل خانواده با بررسی دقیق شجره‌نامه، مشخص کرد که کدام یک از افراد بستگی به ذوی الفرائض هستند و سهم هر یک چقدر است.

💡 دادگاه پس از بررسی تمامی مدارک شناسایی و اسناد مالکیت، حکم نهایی را برای تقسیم عادلانه اموال میان تمامی ذوی الفرائض صادر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران