ذوشاهق تصویر معنی ذوشاهق مترادفها بلند، مرتفع، اوج متضادها پست، پایین لغت نامه دهخدا ذوشاهق. [ هَِ ] ( ع ص مرکب ) فلان ذوشاهق؛ اذا کان یشتد غضبه. ( کذا فی الصحاح ). و فی القاموس، و هو ذوشاهق؛ ای لایشتد غضبه و این درست نیست. کلمات مرتبط ذاصبوح ذو ضریر ذو کاهل شائک ناچسب ذقذاق خشمگن