ناچسب
مترادفها
غیرچسبناک
متضادها
چسبناک، چسبنده
لغت نامه دهخدا
ناچسب. [ چ َ ] ( نف مرکب ) ناچسپ. که نچسبد. که چسبنده نیست. نچسب. رجوع به نچسب و ناچسپ شود: فلانکس ناچسب است. مرد ناچسبی است. رجوع به نچسب شود.
غیرچسبناک
چسبناک، چسبنده
ناچسب. [ چ َ ] ( نف مرکب ) ناچسپ. که نچسبد. که چسبنده نیست. نچسب. رجوع به نچسب و ناچسپ شود: فلانکس ناچسب است. مرد ناچسبی است. رجوع به نچسب شود.