ناچسب
مترادفها
غیرچسبناک
متضادها
چسبناک، چسبنده
لغت نامه دهخدا
ناچسب. [ چ َ ] ( نف مرکب ) ناچسپ. که نچسبد. که چسبنده نیست. نچسب. رجوع به نچسب و ناچسپ شود: فلانکس ناچسب است. مرد ناچسبی است. رجوع به نچسب شود.
جمله سازی با ناچسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای جلوگیری از چسبیدن غذا به کف ظرف، از یک پوشش بسیار جدید و ناچسب استفاده شده است که در برابر حرارت بالا هم بسیار مقاوم است.
💡 مهندسان مواد در حال تحقیق بر روی پوششهای جدید و ناچسب هستند تا بتوانند از چسبیدن مواد شیمیایی به بدنه هواپیماها در شرایط جوی جلوگیری کنند.
💡 در ساخت برخی قطعات حساس صنعتی، استفاده از لایههای ناچسب برای جلوگیری از اصطکاک و خوردگی قطعات در هنگام حرکت، یک ضرورت فنی بسیار حیاتی است.