«ذوالاکمام» واژهای عربی و ترکیبی است که بیشتر در متون قدیمی به کار رفته است. این واژه از دو بخش «ذو» به معنی «دارای» و «اکمام» به معنی «غلافها یا پوششها» ساخته شده است. یکی از معنیهای ساده آن «دارای غنچهها و پوششهای گیاهی» است. در این معنا، ذوالاکمام به گیاه یا درختی گفته میشود که غنچه یا شکوفه دارد. در برخی منابع، این واژه برای اشاره به «صاحب میوهها و طلعها» نیز استفاده شده است. همچنین در کاربردی جدیدتر، «ذوالاکمام» به معنای «گل یخ» آمده است. این واژه بیشتر جنبه ادبی و توصیفی دارد و در گفتار روزمره کمکاربرد است. به طور کلی، «ذوالاکمام» یعنی چیزی که غلاف، غنچه یا پوشش دارد و بهطور کلی به گیاهان و شکوفهها اشاره میکند.
ذو الاکمام
لغت نامه دهخدا
ذوالاکمام. [ ذُل ْ اَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند کانازها. دارای کاردها. صاحب طلعها. || گُل ِ یَخ. ( و به این معنی مستحدث است ).
فرهنگ فارسی
خداوند کانازها دارای کاردها