لغت نامه دهخدا
ذات الاماحل. [ تُل ْ اَ ح ِ ] ( اِخ ) یاقوت گوید گمان برم موضعی بنزدیک مکة است. یکی از حضریون گوید:
جاب َ التنائف من وادی السکاک الی
ذات الأماحل من بطحاء أجیاد.
ذات الاماحل. [ تُل ْ اَ ح ِ ] ( اِخ ) یاقوت گوید گمان برم موضعی بنزدیک مکة است. یکی از حضریون گوید:
جاب َ التنائف من وادی السکاک الی
ذات الأماحل من بطحاء أجیاد.