لغت نامه دهخدا
ذئب اهبان. [ ذِءْ ب ُ اُ ] ( اِخ ) ابن اوس. ظاهراً گرگی بوده است که خداوند تبارک و تعالی او را بزبان آورده است. رجوع به ج 3 البیان والتبیین ص 179 شود.
ذئب اهبان. [ ذِءْ ب ُ اُ ] ( اِخ ) ابن اوس. ظاهراً گرگی بوده است که خداوند تبارک و تعالی او را بزبان آورده است. رجوع به ج 3 البیان والتبیین ص 179 شود.
ابن اوس.ظاهرا گرگی بوده است که خداوند تبارک و تعالی او را بزبان آورده است.