دور حولی تصویر معنی دور حولی مترادفها سالانه لغت نامه دهخدا دورحولی. [ ] ( اِ مرکب ) دورخولی. رجوع به دورخولی و دور حولة و تحفه حکیم مؤمن شود. فرهنگ فارسی دور خولی. کلمات مرتبط دور خولی دور زدن دور تا دور گزارش محتوای نامناسب