دور تا دور

لغت نامه دهخدا

دور تا دور. [ دَ / دُو دَ / دُو ] ( ق مرکب ) گرد برگرد. پیرامون. گرداگرد. اطراف. حوالی. همه اطراف و جوانب آن: دور تا دور آن باغ را دیوار کشیده اند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گرد بر گرد.

جمله سازی با دور تا دور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنین فضاهایی به راحتی ساخته و نگهداری می‌شوند. تئاترهای جعبه سیاه معمولاً میزبان نمایش‌ها یا اجراهای دیگری هستند که به تنظیمات فنی بسیار ابتدایی، مانند ساخت دکور محدود، نیاز دارند. طرح‌های رایج این نوع سالن‌ها شامل صحنه پیش آمده، صحنه پیش آمده اصلاح‌شده و تئاتر در دور (که تماشاچیان دور تا دور صحنه می‌نشینند) است.

💡 در زمان‌های نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت‌کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می‌شد، رنگ می‌کردند و این آیین هم‌چنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست.

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز