خوش رؤیت

مترادف‌ها

خوش‌سیما، زیباروی، خوش‌قیافه

متضادها

زشت، ناخوشایند، بدمنظر

لغت نامه دهخدا

خوش رؤیت. [خوَش ْ / خُش ْ رُءْ ی َ ] ( ص مرکب ) خوش دیدار. آنکه دیدار او شگون دارد. مقابل بدرؤیت. مقابل نحس دیدار.

فرهنگ فارسی

خوش دیدار آنکه دیدار او شگون دارد

کلمات مرتبط