لغت نامه دهخدا
خوش مخبر. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش باطن. مقابل بدمخبر. آنکه او را باطن نکوست.
خوش مخبر. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش باطن. مقابل بدمخبر. آنکه او را باطن نکوست.
خوش باطن مقابل بد مخبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جعفر مخبر فرهمند سیاستمدار ایرانی بود، که در دوره بیست و دوم بعنوان نماینده بهار در مجلس شورای ملی حضور داشت.
💡 ستودندت خردمندان به لطف صورت و سیرت گزیدندت خداوندان به حسن مخبر و منظر
💡 پسرش جعفر مخبر فرهمند، پزشک تحصیلکرده پاریس بود که در بهداری بانک ملی کار میکرد و به تدریس در دانشگاه اشتغال داشت. او در دوره بیستم نماینده همدان در مجلس شورای ملی شد.
💡 وی در دوره سوم به عنوان مخبر کمیسیون و نائب رئیس کمیسیون نهادهای انقلاب و در
💡 ترا دانش ترا گوهر ترا منظر ترا مخبر ز تیغت صاعقه بارد بدست ابر گهر باری
💡 سه چیز ماند ز جد و پدر بدو میراث یکی خصال و دوم سیرت و سیوم مخبر