لغت نامه دهخدا
خواتیم الملک. [ خ َ مُل ْ م ُ] ( ع اِ مرکب ) طین مختوم. گل مختوم. سجیل. ( یادداشت بخط مؤلف ): گلی است و معدن او بلاد روم است و او را گل مختوم گویند و بعضی او را مختوم الملک گویند. ( ترجمه صیدنه ).
خواتیم الملک. [ خ َ مُل ْ م ُ] ( ع اِ مرکب ) طین مختوم. گل مختوم. سجیل. ( یادداشت بخط مؤلف ): گلی است و معدن او بلاد روم است و او را گل مختوم گویند و بعضی او را مختوم الملک گویند. ( ترجمه صیدنه ).