خمنده

مترادف‌ها

خنده، خندیدن

متضادها

گریه، زاری

لغت نامه دهخدا

خمنده. [ خ َ م َ دَ / دِ ] ( نف ) دوتاشونده. دولاشونده. ( یادداشت بخط مؤلف ). مائل. ( منتهی الارب ).

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران