لغت نامه دهخدا
خزانیه. [ خ َ نی ی َ ] ( ص نسبی، اِ ) شعرها که در صفت خزان گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خزانیه. [ خ َ نی ی َ ] ( ص نسبی، اِ ) شعرها که در صفت خزان گویند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
شعری که در وصف خزان و آنچه مناسب آن است گفته می شود.
خَزانیّه
در ادبیات فارسی، شعری دربارۀ پاییز و در وصف آن و ذکر تألمات و تأثرات و احساسات منشأگرفتۀ شاعر از پاییز. از مشهورترین خزانیه های شعر کهن فارسی خزانیۀ منوچهری دامغانی است: خیزید و خز آرید که هنگام خزان است/باد خنک از جانب خوارزم وزان است... خزانیه از دیرباز در شعر فارسی مورد توجه گویندگان بوده و در شعر معاصر نیز نمونه های فراوانی می توان یافت.