خذمه تصویر معنی خذمه لغت نامه دهخدا ( خذمة ) خذمة. [ خ َ م َ ] ( ع اِ ) ساعت. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از ناظم الاطباء ). || داغی است شتران را در اسلام. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). کلمات مرتبط خرمات خذق خدرعه خنظاءه خصومات خنذاه