خصومات

لغت نامه دهخدا

خصومات. [ خ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ خصومت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(خُ ) [ ع. ] جِ خصومت، دشمنی ها، عداوت ها.

فرهنگ فارسی

جمع: خصومت دشمنیها عداوتها.

ویکی واژه

جِ خصومت؛ دشمنی‌ها، عداوت‌ها.

جمله سازی با خصومات

💡 اکنون که خصومات همه اهل زمانه بر رای تو مقصور شد از روی حکومت

💡 قال ابو جعفر محمد بن علیّ: «لا تجالسوا اصحاب الخصومات و الاهواء، و الکلام فی اللَّه و الجدل فی القرآن، فأنّهم الذین یخوضون فی آیات اللَّه».

💡 چون بدان حریم حکومت و مقام داوری وخصومت رسیدم قاضیی دیدم با شکوه و طایفه ای انبوه، حجاب از میان برداشته و طریق ترفع فرو گذاشته، سخن و ضیع و شریف و قوی و ضعیف می شنید و در هر یک برابر می نگرید و شریح وار در قطع خصومات می کوشید و حیدر وار واقعات حکومات را میبرید.

💡 و گفته‌اند: تفرّق آنست که نظاره خلق کند و اسباب بیند لا جرم هرگز از رنج و خصومات خلق بر نیاساید، و اجتماع آنست که نظاره حق کند، داند که حق یکتا و کار از یک جا، و حکم ازین یک در. امّا اختلاف ارباب شریعت بر دو ضربست: یکی در اصول دین دیگر در فروع.

گروهبان یعنی چه؟
گروهبان یعنی چه؟
پتک یعنی چه؟
پتک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز