لغت نامه دهخدا
خباییدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) خاییدن. دندان نرم کردن. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ):
از آن کرده ست محنت تیزدندان
که حلق دشمنانت را خباید.؟
خباییدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) خاییدن. دندان نرم کردن. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ):
از آن کرده ست محنت تیزدندان
که حلق دشمنانت را خباید.؟