حیثما
مترادفها
هر جا، هر کجا
لغت نامه دهخدا
حیثما. [ ح َ ث ُ ] ( ع اِ مرکب ) هر جا. هر کجا. ( غیاث ) ( شرح نصاب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
هر جا. هر کجا.
جمله سازی با حیثما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون ادبی کهن و کلاسیک، نویسندگان از واژه حیثما برای اشاره به مکانهای نامعلوم یا هر کجا که منظور باشد، استفاده میکردند.
💡 او تصمیم گرفت حیثما که در آن زمان شرایط امنی نبود، به جستجوی حقیقت و آرامش در سرزمینهای بسیار دوردست بپردازد.
💡 در نوشتههای فلسفی و منطقی، گاهی از حیثما استفاده میشود تا نشان دهند که حقیقت در هر کجا که باشد، باید یافت شود.