حلقنه

لغت نامه دهخدا

حلقنه. [ ح َ ق َ ن َ ] ( ع مص ) رسیدن گرفتن غوره خرما یا رسیده گردیدن دو ثلث وی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با حلقنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مهندسی مکانیک، استفاده از یک حلقنه فلزی برای آب‌بندی دقیق قطعات دوار در موتورهای احتراق داخلی بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 طراحان جواهرات برای زیبایی بیشتر، گاهی از یک حلقنه ظریف و الماس‌نشان در لبه‌های انگشتر برای جذابیت بیشتر استفاده می‌کنند.

💡 ساختار آن قطعه به صورت یک حلقنه متقارن طراحی شده است تا فشار وارد شده از تمام جهات به طور یکنواخت توزیع شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران