لغت نامه دهخدا
حجرالیرقان. [ ح َ ج َ رُل ْ ی َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: سنگی خرد است، آن را در آشیان پرستو یابند. نظر در او دفع یرقان کند. -انتهی. و آن حجرالخطاطیف است. رجوع به حجرالخطاطیف شود.
حجرالیرقان. [ ح َ ج َ رُل ْ ی َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب گوید: سنگی خرد است، آن را در آشیان پرستو یابند. نظر در او دفع یرقان کند. -انتهی. و آن حجرالخطاطیف است. رجوع به حجرالخطاطیف شود.
( اسم ) سنگ پرستوک
سنگی است خورد که آن را در آشیان پرستو یابند و نظر در او یرقان را دفع کند