افرقاء
مترادفها
گروهها، فرقهها، دستهها، جناحها
متضادها
اتحاد، یکپارچگی
لغت نامه دهخدا
افرقاء. [ اَ رِ ] ( غ اِ ) ج ِ فَریق، بمعنی گوسپندان گم شده و گروه مردم بیشتر از فرقه. ( آنندراج )( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به فریق شود.
گروهها، فرقهها، دستهها، جناحها
اتحاد، یکپارچگی
افرقاء. [ اَ رِ ] ( غ اِ ) ج ِ فَریق، بمعنی گوسپندان گم شده و گروه مردم بیشتر از فرقه. ( آنندراج )( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به فریق شود.