حاضرسفر

مترادف‌ها

مسافر

متضادها

مقیم، ساکن، مستقر

فرهنگستان زبان و ادب

{go-show} [گردشگری و جهانگردی] مسافری که جای خود را ذخیره نکرده است، اما در هنگام حرکت وسیلۀ نقلیه چنانچه جای خالی وجود داشته باشد سوار می شود

ویکی واژه

مسافری که جای خود را ذخیره نکرده است، اما در هنگام حرکت وسیلۀ نقلیه‏ چنانچه جای خالی وجود داشته باشد سوار می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران