لغت نامه دهخدا
جیغت. [ ج َ / ج ِ غ ُ ] ( اِ )گیاهی است که آنرا لیف خوانند. ( آنندراج از رشیدی ).لیف خرما. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ):
رویش اندر میان ریش تو گفتی
پنهان گشته ست زیر جیغت گفتار.نجمی.رجوع به جیغوت شود.
جیغت. [ ج َ / ج ِ غ ُ ] ( اِ )گیاهی است که آنرا لیف خوانند. ( آنندراج از رشیدی ).لیف خرما. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ):
رویش اندر میان ریش تو گفتی
پنهان گشته ست زیر جیغت گفتار.نجمی.رجوع به جیغوت شود.