جیب برکشیدن
مترادفها
جیبزنی کردن، دزدی کردن
متضادها
بخشیدن، دادن
فرهنگ معین
(جِ یا جَ. بَ کِ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) در لاک خود فرورفتن، گوشه گرفتن.
ویکی واژه
در لاک خود فرورفتن، گوشه گرفتن.
جمله سازی با جیب برکشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ایستگاههای بسیار شلوغ مترو، مسافران باید همواره مراقب وسایل شخصی خود باشند تا از متخلفانی که با مهارت بالا سعی در جیب برکشیدن از مردم دارند، در امان بمانند.
💡 پلیس گردشگری در مناطق پرتردد شهری با استقرار ماموران خود، تلاش میکند تا از گردشگران در برابر دزدانی که قصد جیب برکشیدن از آنها را در میان جمعیت دارند، محافظت کند.
💡 او پس از گذشت چند دقیقه متوجه شد که کیف پولش ناپدید شده است و با اطمینان فهمید که احتمالاً فردی در نزدیکی او قصد جیب برکشیدن از او را داشته است.